تا حالا شنیدهاید که بگویند:
«برّه دو مادره!». این ضربالمثلی است که ما کرمانیها کم و بیش به کارش میبریم.
شاید بپرسید کجاها؟ معمولاً این را درباره کسی به کار میبرند که به دو جا وابسته
است، اگر از هر کدام رانده یا مانده باشد، میرود سراغ دیگری؛ اما در حالت عادی از
هر دو جا تغذیه میکند. شاید یکی بپرسد که چی؟ میگویم، عجله نکنید!
عمده مخاطبین تشکلهای تربیتی را
دانشآموزان تشکیل میدهند، از پایههای اول ابتدایی تا آخر دبیرستان و بعد هم
احتمالاً دوران دانشجویی و طلبگی. در همین نگاه اول، آنها که دقت بیشتری دارند،
از «دانشآموز» بودن مخاطبینشان صحبت «مدرسه» را به میان میآورند. بله! هر چند
شما بهعنوان یک فعال تشکل تربیتی ممکن است در حالت عادی کاری به مدرسه نداشته باشی،
اما این روند دیر یا زود باید مورد تأمل قرار گیرد.
مدرسه جایی است که دانشآموزان
حدود 12 سال، هر سال حداقل 9 ماه و هر روز هم حداقل 5-6 ساعت از مهمترین بخش شکلگیری
شخصیت و هویتشان را در آن بسر میبرند! مدرسه در کشور ما جایی است که قرار بوده و
هست تا تعلیم و تربیت دانشآموزان را مطابق با معیارهای اسلامی و البته نیازهای
جامعه انجام بدهد. خب تا حالا از خودتان پرسیدهاید در این صورت جای تشکلهای تربیتی
کجاست؟ قرار است ما چه کاری بکنیم؟ نسبت ما با مدرسه چیست؟ تشکلهای تربیتی رقیب
مدرسهاند، مکمل آن یا جایگزینش؟ این سؤال آخر را با دقت و عمق بیشتری توجه کنید:
ما رقیب مدرسهایم، مکمل یا جایگزین آن؟
وقتی که تجربیات و روند فعالیت
تشکلهای فعال تربیتی کشور را رصد کنیم، میبینیم که هر یک بنا به پاسخی که به این
سؤالات دادهاند، ساختار، محتوا و روشها و حتی مراحلشان تحت تأثیر قرار گرفته
است. از میان آنهایی که مدرسه برایشان مهم بوده، تشکلی ممکن است با به رسمیت
شناختن مدرسه با همه عناصرش، ایراداتی را به آن وارد بداند و بر آن باشد که بهعنوان
یک «مکمل» در تعلیم و تربیت دانشآموزان ایفای نقش کند. تشکل دیگری ممکن است به این
نتیجه برسد که راه مدرسه خطاست و باید خودش همه امور تعلیم و تربیت اعضایش بهویژه
در امور تربیت دینی و اخلاقی را بر عهده بگیرد. گاهی هم تشکلها به دنبال این میروند
که خودشان را جایگزین مدرسه کنند، چون باورشان این است که آنچه آنها میخواهند از
مدارس فعلی ما بیرون نمیآيد و صرفاً با ایفای نقش تکمیلی کاری پیش نمیرود. از این
به فکر تأسیس مدارسی زیرمجموعه خودشان میافتند. در نهایت شاید تشکلی هم باشد که
بگوید من اصلاً کاری به مدرسه ندارم که خوب عمل میکند یا بد، من کار خودم را میکنم
که باید پرسید دقیقاً چکار؟!
فعلاً نمیخواهیم به قضاوت درباره
هر یک از این نسبتها و نوع رابطه بین تشکل تربیتی و مدرسه بپردازیم، اما فقط
اشاره کنیم که تعیین این نسبت تا حد زیادی نیازمند تعریف دقیق میان انواع تعلیم و
تربیت بر اساس معیار «رسمیت» است، چنانچه صاحبنظران این عرصه تعلیم و تربیت را با
این معیار به سه دسته «تعلیم و تربیت رسمی، شبه رسمی و غیررسمی» تقسیم میکنند. در
این تقسیمبندی، تعلیم و تربیت رسمی و تعلیم و تربیت غیررسمی در دو سر یک طیف قرار
دارند و تعلیم و تربیت شبه رسمی (نیمه رسمی) در میان این دو سر. «مدرسه» نماینده
اصلی تعلیم و تربیت رسمی است و «تشکلهای تربیتی» در قلمرو تعلیم و تربیت شبه رسمی
قرار میگیرند.
***
برگردیم به بحث اصلیمان. حرف بر
سر دانشآموز عضو تشکلی بود که بخش مهمی از وقتش را در مدرسه میگذارند و بخش دیگری
را در تشکل تربیتی. هر یک از اینها و البته دیگر نهادها و افرادی که کار تعلیم و
تربیت پیدا و پنهان انجام میدهند، هدف و مقصودی را دنبال میکنند و هر آنچه انجام
میدهند (روشها، محتوا، روابط و غیره) در تعامل با همین هدف و مقصودشان خواهد
بود.
حالا بیاییم از بالا نگاه کنیم:
مدرسه، تشکلهای تربیتی، خانواده، رسانه و دوستان و... همه اثر تعلیمی و تربیتی بر
دانشآموز دارند. هر چند ممکن است اثر یکی کمتر و اثر دیگری بیشتر باشد. چگونه
دانشآموز میتواند بیشترین بهره را از این منابع تعلیم و تربیت ببرد؟ اگر هدف و
مقصود و البته تلاشهای تشکل تربیتی به نحوی باشد که تلاشهای مدرسه را خنثی کند،
در این صورت تکلیف دانشآموز چیست؟ چه بر سر او میآيد؟ آبشخور فکری، عاطفی و
رفتاری دانشآموز از کجا تأمین خواهد شد؟ نفی آنچه مدرسه میگوید و میآموزاند از
سوی تشکل چه پیامدهایی دارد؟ تشکلی که به همه ساحتهای تربیتی وارد شده و خود به
مدرسهای تبدیل میشود که قرار است هم کار تعلیم و تربیت رسمی را پیش ببرد و هم
تعلیم و تربیت نیمه رسمی را، به کدام سو میرود؟ اساساً چقدر از کارکرد و عامل
موفقیت تشکلها در وجه غیررسمی بودنشان است؟
خلاصه اینکه هویت دانشآموزی که
در تشکل تربیتی هم عضویت دارد، بهویژه در سنین پایینتر، در حال شکلگیری است.
تفاوت، تباین یا تناقض یا ... میان تشکل تربیتی و مدرسه میتواند به جای هویتی یکپارچه،
هویت نامنسجم و گسیخته را رقم بزند که هیچ یک از تشکلها و مدارس به تنهایی چنین
نتیجهای نداشتند...
-----------------------------------------------------
این یادداشت پیش از این در سایت شجر منتشر شده است.